ماه من گر تو مرا طرد كني بعد از اين طعمه أفكار توام
روزگاري كه دلم مست تو بود مست مست از مي ميناي تو بود
آنچنان بست نشستي به دلم كه دلم در خم چشمان تو بود
كرده اي مست و خرابم دل من راه بر هيچ كجايي ندارم دل من
اي دل غم زده شوخ و قشنگ من فدايت دل من اي دل من
اين هم در ختم بستن اين صفحه
اينو برام اون روزهاي خوب و رويايي كه برام مهدي ميساخت ، فرستاده بود ، با من چه كردي مهدي !!!
عقدت مبارك
برچسب:
نویسنده: کاوه سامانی