خرید بک لینک

بعضي جاها هست كه وقتي واردش ميشي، ناخودآگاه لبخند مياد سراغت و يه عالمه حس هاي عجيب و غريب يكي از اونجاها براي من ترمينال آرژانتين. پر از لحظه هاي خوب و شوق و اشتياق ديدن و پر از لحظه هاي بد و ناراحتي و اشك و دلتنگي و دوري و اينكه معلوم نبود ديگه كي ديداري داشته باشيم ، از نمازخونه اش گرفته كه واسه سپري شدن ساعت و باز شدن ادارات مجبور ميشدم توش چندين ساعت بشينم ، دستشويي اش و آرايش كردن با اعمال شاقه توي اونجا و خريد از شهروندش واسترس جاموندن ازاتوبوس، پل عابر پياده اش و يه عالمه بحث قبل از اون كه جايي كه سقف نداره نميشه و لحظه ديدار با گل و فراموش كردن كردن تمام حرفهام و اشتياق براي آغوش. راننده تاكسي كه هر وقت نصفه شب ميرسيدم فقط ميگفتم سلام و خودش منو ميشناخت و ميرسوند خونه افروز . وقتي واردش ميشم ، يه عالمه صحنه ، عين يه فيلم مياد جلوي چشمم، يه عالمهههه. و بعد از تمام اون لبخندهايي كه روي لبم ميشينه اشك توي چشام جمع ميشه به خاطر دلتنگي اون روزهاي خيلي خوب كه تموم شدن .

برچسب: ترمينال,آرژانتين, نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:52

صفحه بندی